1. هرگاه دیدى : حق بمیرد و طرفدارنش نابود شوند.
2. و دیدى كه : ظلم همه جا را گرفته.
3. و دیدى كه : قرآن فرسوده شده و درست معنى نمى شود.
4. و دیدى كه : دین همچون ظرف تو خالى و بى محتوا شده است .
5. و دیدى كه : طرفداران حق بر طرفداران باطل فائق شده اند.
6. و دیدى كه : كارهاى بد آشكار شده و از آن نهى نمى شود و بدكاران بازخواست نمى شوند.
7. و دیدى كه : چنان فسق و فجور آشكار شده.
8. و دیدى كه : افراد با ایمان سكوت كرده و سخنشان را نمى پذیرند.
9. و دیدى كه : شخص بدكار ، دروغ گوید و كسى دروغ و نسبت نارواى او را رد نمى كند.
10. و دیدى بچه ها ، بزرگان را تحقیر كنند.
11.و دیدى كه : قطع پیوند خویشاوندى شود.
12. و دیدى كه : بدكار را ستایش كنند و او شاد شود و سخن بدش به او برنگردد.
13. و دیدى كه : هم و هدف مردم ، شكم و شهوتشان است.
14. و دیدى كه : زنان با زنان ازدواج نمایند.
15. و دیدى كه : مداحى دروغین از اشخاص ، زیاد شود.
16. و دیدى كه : انسانها اموال خود را در غیر اطاعت خدا مصرف مى كنند و كسى مانع نمى شود.
17. و دیدى كه : افراد با دیدن كار و تلاش نامناسب مؤمنین ، به خدا پناه مى برند.
18. و دیدى كه : همسایه به همسایه خود اذیت مى كند و از آن جلوگیرى نمى شود.
19. و دیدى كه : كافر به خاطر سختى مؤمن ، شاد است .
20. و دیدى كه : شراب را آشكارا مى آشامند و براى نوشیدن آن كنار هم مى نشینند و از خداوند متعال نمى ترسند.
21. و دیدى : كسى كه امر به معروف مى كند خوار و ذلیل است.
22. و دیدى آدم بدكار در آنچه آن را خدا دوست ندارد ، نیرومند و مورد ستایش است.
24. و دیدى راه نیك بسته و راه بد باز است.
25. و دیدى خانه كعبه تعطیل شده ، و به تعطیلى آن استوار داده مى شود.
26. و دیدى كه : انسان به زبان مى گوید ولى عمل نمى كند.
27.و دیدى كه : صدقه را با وساطت دیگران بدون رضاى خدا و به خاطر درخواست مردم بدهند.
28. و دیدى كه : مؤمن ، خوار و ذلیل شمرده شود.
29. و دیدى كه : بدعت آشكار شود.
30. و دیدى مردم به شهادت ناحق اعتماد كنند.
31. و دیدى كه : حلال ، حرام شود و حرام ، حلال گردد.
32. و دیدى كه : دین براساس میل اشخاص معنى شود و كتاب خدا و احكامش تعطیل گردد.
33. و دیدى كه : جرئت بر گناه آشكار شود و دیگر كسى براى انجام آن منتظر تاریكى شب نگردد.
34. و دیدى که : مؤمن نتواند نهى از منكر كند مگر در قلبش.
35. و دیدى كه : ثروت بسیار زیاد در راه خشم خدا خرج گردد.
36. و دیدى كه : سردمداران به كافران نزدیك شوند و از نیكوكاران دور شوند.
37. و دیدى كه : والیان در قضاوت رشوه بگیرند.
38. و دیدى كه : پست هاى مهم والیان براساس مزایده است نه براساس شایستگى.
39. و دیدى كه : مردم را از روى تهمت و یا سوءظن بكشند.
40. و دیدى كه : 46.
41. و دیدى كه : زن به شوهرش خرجى مى دهد.
42. و دیدى كه : سوگندهاى دروغ به خدا بسیار گردد.
43. و دیدى كه : آشكارا قمار بازى مى شود.
44. و دیدى كه : مشروبات الكلى بطور آشكار بدون مانع خرید و فروش مى شود.
45. و دیدى كه : كارهاى زشت آشكار شده و هر كس از كنار آن مى گذرد مانع آن نمى شود.
46. و دیدى كه : مردم محترم ، توسط كسى كه مردم از سلطنتش ترس دارند ، خوار شوند.
47. و دیدى كه : نزدیكترین مردم به فرمانداران آنانى هستند كه به ناسزاگوئى به ما خانواده عصمت علیهم السلام ستایش شوند.
48. و دیدى كه : هر كس ما را دوست دارد او را دروغگو خوانده و شهادتش را قبول نمى كنند.
49. و دیدى كه : در گفتن سخن باطل و دروغ ، با همدیگر رقابت كنند.
50. و دیدى كه : شنیدن سخن حق بر مردم سنگین است ولى شنیدن باطل برایشان آسان است.
51. و دیدى كه : همسایه از ترس زبان بد همسایه ، او را احترام مى كند.
52. و دیدى كه : حدود الهى تعطیل شود و طبق هوى و هوس عمل شود.
53. و دیدى كه : مسجدها طلاكارى (زینت داده) شود.
53. و دیدى كه : راستگوترین مردم نزد آنها مفتریان دروغگو است.
54. و دیدى كه : بدكارى آشكار شده و براى سخن چینى كوشش مى شود.
55. و دیدى كه : ستم و تجاوز شایع شده.
56. و دیدى كه : غیبت ، سخن خوش آنها گردد، و بعضى بعض دیگر را به آن بشارت دهند.
57. و دیدى كه : حج و جهاد براى خدا نیست.
58. و دیدى كه : سلطان به خاطر كافر ، شخص مؤمن را خوار كند.
59. و دیدى كه : خرابى بیشتر از آبادى است.
60. و دیدى كه : معاش انسان از كم فروشى بدست مى آید.
61. و دیدى كه : خونریزى آسان گردد.
62. و دیدى كه : مرد بخاطر دنیایش ریاست مى كند.
63. و دیدى كه : نماز را سبك شمارند.
64. و دیدى كه : انسان ثروت زیادى جمع كرده ولى از آغاز آن تا آخر زكاتش را نداده است.
65. و دیدى كه : قبر مرده ها را بشكافند و آنها را اذیت كنند.
66. و دیدى كه : هرج و مرج بسیار است.
67. و دیدى كه : مرد روز خود را مستى به شب مى رساند و شب خود را نیز به همین منوال به صبح برساند و هیچ اهمیتى به برنامه مردم ندهد.
68. و دیدى كه : مرد به مسجد (محل نماز) مى رود وقتى برمى گردد لباس در بدن ندارد (لباسش را دزدیده اند).
69. و دیدى كه : حیوانات همدیگر را بدرند.
70. و دیدى كه : دلهاى مردم ، سخت و دیدگانشان خشك و یاد خدا برایشان گران است.
71. و دیدى كه : بر سر كسبهاى حرام آشكارا ، رقابت كنند.
72. و دیدى كه : نماز خوان براى خودنمائى نماز مى خواند.
73. و دیدى كه : فقیه براى دین ، فقه نمى آموزد و طالب حرام ، ستایش و احترام مى گردد.
74. و دیدى كه : مردم در اطراف قدرتمندانند.
75. و دیدى كه : طالب حلال ، مذمت و سرزنش مى شود و طالب حرام ستایش و احترام مى گردد.
76. و دیدى كه : در مكه و مدینه كارهائى مى كنند كه خدا دوست ندارد و كسى از آن جلوگیرى نمى كند، و هیچ كس بین آنها و كارهاى بدشان مانع نمى شود.
77. و دیدى كه : آلات موسیقى و لهو در مدینه و مكه آشكار گردد.
78. و دیدى كه : مرد سخن حق گوید و امر به معروف و نهى از منكر كند ولى دیگران او را از این كار بر حذر مى دارند.
79. و دیدى كه : مردم به همدیگر نگاه مى كنند ، (به اصطلاح چشم و هم چشمى مى كنند) و از مردم بدكار پیروى نمایند.
80. و دیدى كه : راه نیك خالى و راه رونده ندارد.
81. و دیدى كه : مرده را مسخره كنند و كسى براى او اندوهگین نشود.
82. و دیدى كه : سال به سال بدعت و بدیها بیشتر شود.
83. و دیدى كه : مردم و جمعیتها جز از سرمایه داران پیروى نكنند.
84. و دیدى كه : به فقیر چیزى دهند كه برایش بخندند ولى در راه غیر خدا ترحم كنند.
85. و دیدى كه : علائم آسمانى آشكار شود و كسى از آن نگران نشود.
86. و دیدى كه : انسان در راه غیر خدا بسیار خرج كند ولى در راه خدا از اندك هم مضایقه دارد.
87. و دیدى كه : عقوق پدر و مادر رواج دارد و فرزندان هیچ احترامى براى آنها قائل نیستند ، بلكه نزد فرزند از همه بدترند.
88. و دیدى كه : زنها بر مسند حكومت بنشینند ، و هیچ كارى جز خواسته آنها پیش نرود.
89. و دیدى كه : پسر به پدرش نسبت دروغ بدهد ، و پدر و مادرش را نفرین كند و از مرگشان شاد گردد.
90. و دیدى كه : اگر روزى بر مردى بگذرد ولى او در آن روز گناه بزرگى مانند بدكارى ، كم فروشى ، و زشتى انجام نداده ، ناراحت است.
91. و دیدى كه : قدرتمندان ، غذاى عمومى مردم را احتكار كنند.
92. و دیدى كه : اموال حق خویشان پیامبر صلى اللّه علیه و آله و سلم (خمس) در راه باطل تقسیم گردد و با آن قماربازى و شرابخوارى شود.
93. و دیدى كه : به وسیله شراب ، بیمار را مداوا كنند و براى بهبودى بیمار آن را تجویز نمایند.
94 و دیدى كه : مردم در مورد امر به معروف و نهى از منكر و ترك دین بى تفاوت و یكسانند.
95. و دیدى كه : سر و صداى منافقان بر پا است ولى سر و صداى حق طلبان خاموش است.
96. و دیدى كه : براى اذان و نماز مزد مى گیرند.
97. و دیدى كه : مسجدها پر است از كسانى كه از خدا نترسند و غیبت هم نمایند.
98. و دیدى كه : شرابخوار مست ، پیش نماز مردم شود.
99. و دیدى كه : خورندگان اموال یتیمان ستوده شوند.
100.و دیدى كه : قاضیان برخلاف دستور خداوند قضاوت كنند.
101. و دیدى كه : استانداران از روى طمع ، خائنان را امین خود قرار دهند.
102. و دیدى كه : فرمانروایان ، میراث (مستضعفان) را در اختیار بدكاران از خدا بى خبر قرار دهند.
103. و دیدى كه : بر روى منبرها از پرهیزكارى سخن مى گویند ولى گویندگان آن پرهیزكار نیستند.
104 وقتى كه دیدى : وقت (اول) نمازها را سبك بشمارند.
و دیدى كه : دنیا به آنها روى كرده
105. و دیدى كه : نشانه هاى برجسته حق ، ویران شده است ، در این وقت خود را حفظ كن و از خدا بخواه كه از خطرات گناه نجاتت بدهد... (3)
پاورقی :
1. بحار، ج 52، ص 101 تا 122 اثباة الهداة ، ج 7، ص 86
2. المجالس السنیه ، ج 5، ص 398
3. بحار، ج 52، ص 256 به بعد
ادامه مطلب


